أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
856
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
( 3 ) . نسخهء الف : اولقى ، بايد خواند اقلفى ، نك . يادداشت 2 . ( 4 ) . نسخههاى الف ، ب ، پ : نبات نورا ، بايد خواند بنات نورا ، قس . III , Low ، 479 . ( 5 ) . القريص - گزنه ، نك . شمارهء 828 . 890 . كرسنّة 1 اين دانههايى شبيه « ملك » 2 اما ريزتر 3 از آن ، به اندازهء عدس است جز اينكه پهن نيست و همانند « حسك » راهراه ناهموار است . رنگش متمايل به خاكى - زرد و مزهاش به [ مزهء ] ماش و عدس نزديك است . اگر پوستش را بكنيم ، آنگاه از نظر زردى و سرخى رنگ شبيه عدس مىشود . آن را به گاوها مىدهند . الخوزى : اين دانههايى شبيه تخم به است ، در مغرب آن را به گاوها مىدهند . نوع سفيد آن بهتر از آن است كه [ رنگ ] زرد متمايل به سرخ دارد . جالينوس ، « اروبيموس » 4 [ مىنامد ] . ابو معاذ : [ اين ] دانههايى است كه در نزد ما « كسنك » 5 ناميده مىشود ، آن را به گاوها مىدهند . ( 1 ) . Vicia ervillia Willd . مترادف Ervum ervillia L . ؛ سراپيون ، 261 ؛ ابو منصور ، 267 ؛ ابن سينا ، 359 ؛ ميمون ، 185 ؛ عيسى ، 18 188 . كرسنّه از كرشنّا آرامى كه به نوبهء خود از كرشنه - « سياه » سانسكريت نشئت مىگيرد ؛ II , Low ، 485 ؛ II , Vullers ، 835 . ( 2 ) . الملك - جلبّان ؛ قس . شمارهء 263 ، يادداشت 2 . ( 3 ) . نسخهء الف : اصفر ، بايد خواند اصغر ، نسخهء فارسى : خردتر . ( 4 ) . نسخهء الف : اروسيموس ، نسخهء فارسى : اوسيموس ، بايد خواند اروبيموس - يونانى . نسخهء فارسى مىافزايد : « در منقول مخلص آورده است كه « كرسنه » را به رومى اروبس گويند [ در نسخهء فارسى : رويس ، بايد خواند اروبس - يونانى ، ديوسكوريد ، II ، 108 ] » . ( 5 ) . نسخهء الف : نسمك ، بايد خواند كسنك ، قس . II , Vullers ، 835 . 891 . كرسنك 1 - ؟ رازى : [ اين ] پوست ريشههايى به رنگ خاك ، سياه مايل به سرخ است ، از نظر بو شبيه سنبل است و در مزهاش اندكى ترشى [ احساس مىشود ] كه سپس به گسى تبديل مىشود . ( 1 ) . در ديگر منابع دسترس ما نوشته نشده و در نسخهء فارسى حذف شده است .